تبلیغات
خنده:تصاویر خنده دار،دیدنی،عكس های جالب - داستان طنز و کوتاه - دوتا فوت کن!!!

داستان طنز و کوتاه - دوتا فوت کن!!!

سه شنبه 20 مهر 1389  06:18 ب.ظ

نوع مطلب :داستان های جالب ،

داشتم با ماشینم می رفتم سر كار كه موبایلم زنگ خورد گفتم بفرمایید الووو.. ، فقط فوت كرد ! گفتم اگه مزاحمی یه فوت كن اگه میخوای با من دوست بشی دوتا فوت كن . دوتا فوت كرد . گفتم اگه زشتی یه فوت كن اگه خوشگلی دوتا فوت كن دوتا فوت كرد . گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت كن اگه هستی دوتا فوت كن ,دوتا فوت كرد . گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز اگه ساعت دوازده نمیتونی بیای یه فوت كن اگه میتونی بیای دوتا فوت كن دوباره دوتا فوت كرد . با خوشحالی گوشی رو قطع كردم فردا صبح حسابی بخودم رسیدم بهترین لباسمو پوشیدم و با ادكلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمی گنجیدم فكرم همش به قرار امروز بود داشتم از خونه در میومدم كه زنم صدام كرد و گفت ظهر ناهار میای خونه؟ اگه نمیای یه فوت كن اگه میای دوتا فوت كن.

نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: داستان طنز ، دوتا فوت کن ، داستان کوتاه ، داستان جالب ، داستان شنیدنی ، داستانهای کوتاه ، داستانهای جالب ، داستان های کوتاه ، داستان های جالب ، داستان زیبا ، داستانهای زیبا ، داستان های جدید ، داستانهای باحال ، داستان جدید ، داستان واقعی ، داستان های باحال ، داستان فارسی ، وبلاگ داستان ، داستان ها ، داستان داغ ، سایت داستان ، داستان های داغ ، داستان با حال ، داستانهای فارسی ، داستانهای واقعی ، داستانهای جدید ، داستانهای ایرانی ، داستانهای داغ ، داستانهای با حال ، داستان های زیبا ، داستان دوتا فوت کن ، قصه ایرانی ، قصه ی زیبا ، قصه های زیبا ،
ی نفر
شنبه 4 خرداد 1392 09:04 ب.ظ
تو این دوره و زمونه نه زن خوب هست نه مرد خوب اگه تو خونه بمونی و ازدواج نکنی خیلی بهتره
boshra
پنجشنبه 2 آذر 1391 11:35 ق.ظ
ب این میگن زن ایول......................
ش
یکشنبه 22 مرداد 1391 10:08 ب.ظ
بابا کشته مردشم ایول
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر