تبلیغات
خنده:تصاویر خنده دار،دیدنی،عكس های جالب - داستان یك عشق واقعی

داستان یك عشق واقعی

شنبه 27 شهریور 1389  12:47 ب.ظ

نوع مطلب :داستان های جالب ،


داستان یك عشق واقعی

پسرو دختر جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.


دختر جوان: یواش تر برو من می ترسم!
پسر جوان: نه این جوری خیلی بهتره!!
دختر جوان: خواهش میکنم، من خیلی می ترسم! 
پسر جوان: خوب اما اول باید بگی که دوستم داری!! 
دختر جوان: دوستت دارم،حالا میشه یواش تر برونی!
پسر جوان: منو محکم بگیر!
دختر جوان: خوب، حالا میشه یواش تر بری! 
پسر جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم میکنه.

روز بعد، واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت. پسر جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون این که دختر جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را برسر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند!!!!!


نوشته شده توسط: پیمان کوره پز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

برچسب ها: داستان یك عشق واقعی ، داستان عاشقانه ، داستان عشقی ، خاطره عاشقانه ، داستان غم انگیز ، داستان ، عشق ، خاطره ، غم انگیز ، غعمناک ،
یکشنبه 22 مرداد 1391 10:19 ب.ظ
لطفا بیشتر بذارین ممنون
سعیده
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 09:19 ق.ظ
خییییییییلیییییییییییییییییییی عاشقانه بود ولی فكر كنم توی زمونه ما دیگه پسر عاشق نباشه
زهرا
چهارشنبه 19 آبان 1389 11:11 ق.ظ
سلام.
داستانتون فوق العاده بود.مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر