» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

حمایت از ما

شما به تازگی رئیس یه بیمارستان شدید.یه روز صبح مثل همیشه وارد اتاق کارت می شی و با یه گزارش متفاوت روی میز برخورد می کنی.
وقتی به دقت مطالعه اش می کنی متوجه می شی که مربوط به مرگ 3 تن از بیماران بستری شده در بخش مراقبت های ویژه قلب، در سه روز متوالیه.

به مسئول دفترت می گی مسئولین این بخش رو خبر کنه تا به اتاق رئیس بیان و همچنین ازش می خوای تا با مسئول حراست بیمارستان تلفنی صحبت کنی.

مطلب رو با هر کی در میون می زاری صحبت از یه معجزه یا جا خوش کردن عزرائیل می شه.



آخه تو گزارش اومده که رو یه تخت خاص در سه روز متوالی سه نفر راس ساعت 8 صبح جان خود را از دست دادن و عجیب تر اینکه یکی از این بیماران خیلی هم حال عمومیش بد نبوده.

تصمیم می گیری که یه ذره به خرافات های دیگران ایمان بیاری و تخت رو جا به جا کنی.
ولی روز بعد دوباره خبر می رسه بیماری که روی تخت جدید هم بود راس ساعت 8 صبح مرده.
دیگه واقعا باور می کنی که اون مکان یه مکان نفرین شده باشه .

سعی می کنی تا این خبر به جایی درز نکنه تا اعتبار کاریت لطمه نبینه. آخه فقط یه هفته از رئیس شدنت می گذره و این موضوع اصلا قشنگ نیست.

شب که تو خونه ماجرا رو برای زنت تعریف می کنی، همسرت میگه: شاید تو اون بخش یکی هست که به رئیس شدن تو حسودیش می شه و با این کار می خواد تو رو عزل کنه!!!!
تمام شب رو به این فکر می کنی که یعنی کی می تونه چنین کاری کرده باشه؟
تقریباً تمام کسانی رو که تو اون بخش مشغول کارهستن از ذهنت می گذرونی، نا گهان متوجه می شی که همسرت چمدونشو برداشته و داره از خونه می ره بیرون.

- کجا داری می ری؟
با گریه همراه با عصبانیت می گه: خونه مامانم اینا؟
- چی شد یه هو؟
- دیگه نمی تونم تحمل کنم.خسته شدم!!
- چرا؟ مگه من چی کار کردم؟
- دیگه می خواستی چی کار کنی؟ تو تمام شب رو داشتی به پرستارات فکر می کردی. اصلا به فکر من نیستی. من تازه امشب فهمیدم که تو منو به خاطر چاق بودنم دوست نداری و دلت جای دیگه ای گیره.

آخه همسرت دکترای ذهن خوانی تصویری داره و تونسته بوده تصاویر پرستارا رو تو ذهن تو ببینه.
امروز صبح که با عصبانیت بیشتر به محل کارت می ری متو جه می شی دقایقی پیش و در راس همون ساعت یکی دیگه از مریضای همون اتاق مرده.

دستور می دی که تمام پرسنل اون بخش چه دکتر چه پرستار رو به بهونه بحران اقتصادی اخراج کنن.

با این کار، موضوع تو سایت های خبری پر می شه و مردم هم پیگیر ماجرا.

چند دقیقه بعد مافوقت هم دستور اخراج شما رو صادره می کنه. ولی نه برای مرگ اون چند نفر و نه برای اخراج این افراد. اون به شما می گه : ما و کل رسانه ها شش ماهه که داریم می کوشیم بگیم بحران اقتصادی به کشورما راه پیدا نکرده ولی تو همه زحمات ما رو به باد دادی!!

یه عکاس جسور تصمیم می گیره تا به بهونه ای راس اون ساعت تو اون اتاق باشه و از عزرائیل عکس بگیره.

برای همین با لباس پرستار وارد بیمارستان می شه و شب رو زیر تخت بغلی معروف شده به جایگاه مرگ سر می کنه .

صبح با صدای جاروبرقی از خواب می پره و متوجه می شه فرد رو تخت مرده.
وقتی می خواد از اتاق خارج بشه متوجه می شه مشتی قمبر دو شاخه دستگاه حیات بخش رو کشیده و به جای اون دو شاخه جارو برقی رو به پریز زده!

پی نوشت :
1- وقتی عکاس موضوع رو برای درج در روزنامه به سردبیرشون می گه، اول بهش می گن به تو ربطی نداره چون تو خبرنگار نیستی.(آخه به روحیه کشی عادت دارن)
2- بعد که خبر رو کار می کنن ،ادیتور یاد آوری می کنه اصلا تو اینجور اتاق ها اجازه جاروبرقی کردن نمیدن که!
من هم می دونم، شما هم انقدر ایراد نگیرین،من که گفتم یارو جنبه ریاست نداشته.خوب برای اینکه بتونه بازنشسته های فامیل رو بیاره سر کار براشون یه پست ایجاد کرده بوده.


:: مرتبط با: داستان های جالب ,
:: برچسب‌ها: وقتی جنبه ریاست نداری , داستان کوتاه , داستان جالب , داستان شنیدنی , داستانهای کوتاه , داستانهای جالب , داستان های کوتاه , داستان های جالب , داستان زیبا , داستانهای زیبا , داستان های جدید , داستانهای باحال , داستان جدید , داستان واقعی , داستان های باحال , داستان فارسی , وبلاگ داستان , داستان ها , داستان داغ , سایت داستان , داستان های داغ , داستان با حال , داستانهای فارسی , داستانهای واقعی , داستانهای جدید , داستانهای ایرانی , داستانهای داغ , داستانهای با حال , داستان های زیبا , داستان های ایرانی , قصه , قصه های ایرانی , حکایت , حکایت شنیدنی , حکایت های جالب , حکایت ایرانی ,
ن : پیمان کوره پز
ت : پنجشنبه 26 آذر 1388
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic